الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

219

الغدير ( فارسي )

و گفته‌اند : او در روشنگرى قرآن به راه احتياط مىرفته و از اين روى از باز نمودن معنى اب پرهيز كرده است ولى هر خردمندى مىداند جائى بايد احتياط نمود كه بخواهيم آن چه را در درون لايه‌هاى قرآن بزرگوار نهفته ، باز نمائيم و خواست آن را روشن ساخته ، آن چه را سربسته آمده آشكار كنيم و آن چه را بر لايه ى برونىاش پشتگرم نتوان بود بر لايه‌هاى درونى استوار داريم و نيز در جاهائى از اين گونه كه شتابزدگى و نايستادن و درنگ نكردن - از ديدگاه آئين ما - ناروا است ولى كسى كه واژه‌هاى تازى آن را به يارى سرشت و پرورش خود دريافته و - در اين زبان - رگ و ريشه اى به هم رسانده كدام احتياط او را از باز نمودن آنها براى ديگران باز مىدارد ؟ گرفتيم كه اين مرد از زبان توده اش نيز آگاهى نداشته ولى آيا در قرآن فرزانه و در دنبالهء همين فراز ارجمند از آن هم نينديشيده كه خداى پاك مىگويد : كه اين كالائى است براى شما و چارپايانتان ( 1 ) ؟ كه اين جا دو واژهء ( فاكهه ) ميوه و ( اب ) را كه پيشتر آمده روشن مىكند . زيرا پاك خداوند برتر از پندار ؛ نيكىهاى خود بر مردم را گوشزد مىكند : ميوه براى آن كه خودشان بخورند و اب براى چراندن چارپايانشان ، پس ، از همين دنبالهء سخن مىتوان دريافت كه يكى ميوه است و ديگرى علف . ابوالقاسم بغوى از زبان ابن ابى مليكه آورده كه از بوبكر دربارهء يك آيه پرسشى كردند و او گفت : كدام زمين مرا در خود مىگنجاند و كدام آسمان بر سرم سايه مىافكند اگر دربارهء نامهء خداوند ، سخنى بر زبان آرم كه خود چنان چيزى نخواسته بگويد ؟ و ابو عبيده از ابراهيم تيمى گزارش كرده كه از ابوبكر دربارهء اين سخن خداى برتر از پندار پرسشى كردند كه « و فاكهة و ابا » گفت كدام آسمان بر سر من سايه مىافكند و كدام زمين مرا بر مىدارد اگر چيزى كه نمىدانم

--> ( 1 ) سورهء 80 آيهء 32